تاريخ : جمعه 15 مرداد 1389  | 11:47 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

همیشه بهانه هست برای گفتن این دلتنگی ها

ساده بگویم،گاهی همین مشکلات ریز و درشت زندگی ما را بیاد تو می اندازد.

گاهی وقتی می بینیم عدالت لابلای هوس های دنیا گم می شود و گاهی وقتی بغض تنهایی راه نفس را بر گلویمان می بندد

بی تو روزگار سخت می گذرد،مهربان

این روزهای طولانی آخر شعبان واژهای امید را به آغوش می کشم

نزدیک خدا می ایستم و از اعماق جان فریاد می زنم

کجاست راه میان آسمان و زمین

اللهم عجل لولیک الفرج

علی احمدی







نظرات 0
تاريخ : جمعه 18 تیر 1389  | 2:15 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

 

یا اباصالح المهدی(عج)

 

 

 

داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست . شرمنده ایم... می دانیم گناهان ما همان چاه غیبت توست . می دانیم كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو كرده ایم ...

یعقوب به پسران گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ، و ما با روسیاهی و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم . به ما گفته اند اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .

اما ای فرزند احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم . اگر بگویند برای یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم . اگر بگویند برای دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .

ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ، ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ، روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین . به ما ترحم كن كه بیچاره ایم و مضطرب

ای عزیزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است . نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهكار ...از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر كن .

یابن الحسن !

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند كالایی – هر چند اندك – آورده بودند ، سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند . اما ... ای آقا ! ای كریم ! ای سرور ! ما درماندگان ، دستمان خالی و رویمان سیاه است . آن كالای اندك را هم نداریم . اما... نه ، كالایی هر چند ناقابل و كم بها آورده ایم . دل شكسته داریم ... مقدورمان هم سری است كه در پایت افكنیم .

ناامیدیم و به امید آمده ایم. افسرده ایم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ایم . سفارش نامه ای هم داریم ... پهلوی شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم ...

 

 

 







نظرات 0
تاريخ : شنبه 12 تیر 1389  | 2:40 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان
 یا رب العالمین
 
 
 
 
 
یااباصالح " عج "
 
 
نظر ز راه نگیرم مگر که باز آیی
                                دوباره پنجره ها را به صبح بگشایی

ادامه مطلب




نظرات 0
تاريخ : دوشنبه 16 فروردین 1389  | 1:58 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

 

 

                           یاقاضی الحاجات

 

یا ابا صالح "عج"

 

تمام ساعت‌ها خواب دیده‌اند تو را
برای زود رسیدن دویده‌اند تو را 

دویده‌اند، ولی در همیشه ی ایام
همیشه دیرتر از تو، رسیده‌اند تو را 

و روی ساعت عاشق شدن تمامی با ـ
دوازده ضربه برگزیده‌اند تو را 


ادامه مطلب




نظرات 1
تاريخ : پنج شنبه 17 دی 1388  | 12:52 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

«حاج صفرقلی رحمانیان» پیرترین رزمنده دفاع مقدس متولد 1285 هجری شمسی كه هم اكنون 103 سال دارد، اما خودش می گوید كه آن زمان برایش دیر شناسنامه گرفته اند و سن واقعی اش را حدود 114 سال می داند. در شهرستان فسا زندگی می كند، در عین اشتغال به كار كشاورزی و كارگری، به مدت 66 ماه در دهه هفتم عمر پربركت خویش در مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس حضور داشته است. او مصداق زاهد شب و شیر روز است و كارنامه دوران جوانی اش نیز مانند امروزش درخشان است. در سال 1388 به همت مركز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر و شركت پست جمهوری اسلامی ایران تمبر بزرگداشت پیرترین رزمنده دفاع مقدس با تصویر او چاپ و در موزه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.





لينک مطلب







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 11:02 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

http://i5.tinypic.com/2aj2xq8.jpg
بسم الله
 الرحمن الرحيم

مشابهت هاي امام عصر -عليه السلام- و انبياء


شباهت به آدم -عليه السلام-

خداوند آدم را خليفه خود در تمام زمين قرار داد و او را وارث آن ساخت و چنين فرمود :

« اني جاعل في الارض خليفه» [1] ،

همانا من در زمين جانشيني قرار مي دهم .


و خداوند حضرت حجت (ع) رانيز وارث زمين ، و خليفه خود در زمين قرار خواهد داد ، چنانكه از حضرت ابي عبدالله صادق (ع) مروي است كه در تفسير آيه :

« وعد الله الذين امنوا منكم و عملو الصالحت ليستخلفنهم في الارض » [2]


خداوند به كساني از شما كه فرمود : او قائم و اصحابش مي باشند و هنگام ظهورش در مكه در حالي كه دست بر صورت مي كشد مي گويد : « الحمد لله الذي صرقنا وعده و اورثنا الارض ... » [3] ؛ سپاس خداوندي كه وعده اش را درباره ما راست گردانيد و زمين را به ميراث ما در آورد .

و در حديث مفضل آمده كه : خروج مي كند در حالي كه ابري بالاي سرش سايه افكنده و در آن مناري ندا مي كند : اين مهدي خليفه خدا است از او پيروي كنيد .


گريه آدم (ع)

از پيامبر (ص) آمده كه فرموده : آدم (ع) آنقدر بر فراق بهشت گريست تا اينكه اشك از دو گونه اش مانند آبراه جاري شد. [4]

از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند : خداوند تمام اسمها را به آدم تعليم فرمود. [5]

و اما قائم عجل الله فرجه ؛ خداوند آنچه به آدم آموخت به او نيز آموخته و اضافه بر آن هم مطالب ديگري آموخته است , چه اينكه آدم بيست و پنج حرف از اسم اعظم را آموخته بود ـ چنانچه در حديث آمده ـ و پيغمبر اكرم (ص) هفتاد و دو حر از آن را آموخت , و تمام اموري كه خداوند متعال به پيامبرش داده , به اوصياي آن حضرت نيز داده شده تا به مولاي ما حضرت قائم عجل الله فرجه .


و در خبر صحيحي ثقه الاسلام كليني از حضرت امام صادق (ع) مروي است كه فرمود : آن علمي كه بر آدم (ع) نازل شد ديگر برداشته نشد ، و هيچ عالمي نموده مگر اينكه علمش را به ارث گذاشته است ، زمين بدون عالم باقي نمي ماند . [6]

آدم (ع) زمين را با عبادت خدا زنده كرد ، پس از آنكه جنيان با كفر و طغيانشان آن را ميرانده بودند .
قائم (ع) نيز زمين را با دين خدا و عبادت و عدالت و برپايي حدودش زنده خواهد كرد ، بعد از مردن آن به كفر و معصيت اهل زمين .


در بحار از حضرت ابوجعفر باقر (ع) درباره آيه : ( يحي الارض بعد موتها) [7] ، زمين  راپس از مرگ آن زنده مي سازد .

آمده كه فرمود : خداوند عزوجل به وسيله قائم (ع) زمين را بعد از مرگش زنده گرداند و منظور از مرگ آن ، كفر اهل آن مي باشد كه كافر در حقيقت مرده است . [8]

و در وسائل درباره آيه : ( يحيي الارض بعد موتها) آمده كه حضرت ابو ابراهيم موسي بن جعفر (ع) فرمود : به وسيله باران احيا نمي كند ، بلكه خداوند مرداني بر مي انگيزد كه عدالت را زنده مي كنند ، و زمين به خاطر احياي عدالت زنده مي شود ، و به درستي كه اگر يك حد در زمين  بر پا شود ، سودمند تر از چهل روز باران است . [9]

و در همان كتاب از پيغمبر اكرم (ص) منقول است كه فرمود : يك ساعت امام عادل بهتر است  از عبادت هفتاد سال ، و يك حد كه براي خدا در زمين بر پا شود ، سودمند تر است از چهل روز باران . [10]

با اين همه تا كي و تا چند آدم و قائم را با هم مقايسه كنم در حالي كه آدم به خاطر قائم خلق شد .


ان الذي خلق المكارم حازها      
في صلب آدم للامام القائم

آنكه مكارم اخلاق را آفريد همه را در صلب آدم قرار داد براي امام قائم عجل الله فرجه .


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1]  سوره بقره آيه 30
[2]  سوره نور آيه 55
[3] تفسير البرهان , 3/146 سوره زمر , 74
[4] بحار الانوار , 11/204
[5]  بحار الانوار , 101/320
[6]  كافي ، 1 / 223
[7]  سوره روم آيه 19
[8]  بحار الانوار ، 51/54
[9]  وسائل الشيعه ، 18/308
[10]  وسائل الشيعه 18/308

 

 







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 11:01 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

(¯`•._.•.Mostafa2_gh.•._.•´¯)
mostafa2_gh اللهم عجل لویك الفرج و العافیه و انصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

ل خوشبوی هستی
ای گل غایب ! هیچ دلی نیست كه نام مبارك تو را همچون گنجینه ای گران بها ، در خود ، جای نداده باشد .
هر درختی ، وقتی با نسیم زمزمه می كند ، دعای عهد را می خواند. هر كوهی ، از آن روی مستحكم و پابرجاست كه تو را مركز ثقل زمین و مایه ی دوام آسمان می داند .
هر دریایی ، با ذكر نام و یاد تو ، بی كرانه می شود .
ای گل نرگس ! خوشبوترین گل های دنیا ، رایحه ی وجود تو را وام دارند. اگر خورشید ، بر جهان و جهانیان ،نور می باراند ، از فیض حضور تو در آسمان ها و زمین است . اگر ماه ، جاده ی زندگی را نقره گون و زیبا می سازد ، به یمن بركت و صفای وجود توست .
اگر زمین ، اجازه می دهد كه بشر ، زین بر پشتش نهد و از مزایایش بهره برگیرد ، همه وهمه به خاطر
توست .
اصلا همه ی هستی ، بی حضور تو ، بیغوله ای بیش نخواهد بود. اگر تو نباشی ، ای حجت خدا ، ما همه در كام زمین فرو خواهیم رفت و اثری از ما ، در زمان باقی نخواهد ماند .
گردش منظم افلاك ، حركت انسان ، رشد گیتی ، رنگ و بوی گل و گیاه ، بر پایی دنیا ، صفای دل ها ، وجود هر چه مهر و وفا ، همه و همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو ، با ظهورت ، كامل تر میشود و كهكشان زندگانی را زیباتر و پربارتر می سازد .
ای مولا! سرسبزی دنیا را با ظهور خویش تضمین فرما
(¯`•._.•.Mostafa2_gh.•._.•´¯)
 
دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند  
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
 
دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما
پس ازنیامدنت گوشه ی خیابان ماند
 
شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام
و کوچه کوچه ی شهرم دوباره  زندان ماند
 
برای آمدنت چندسال بایستی
در این تراکم بی انتهای ویران ماند؟
 
نیامدی که ببینی نگاه منتظرم  
چه روزها به امید تو زیر باران ماند
 
سکوت آخر حرف من است چون بی تو  
دوباره حنجره ام زیر بغض پنهان ماند

 

 

 







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:59 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان
نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:58 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

 
عطش دیدار تو، دیوانه ام کرده ...
به زمین و آسمان چشم می دوزم، اما انگار هیچ نیست ...
و شاید من هیچ نمی بینم
،
صادقانه بگویم در هر که می نگرم از تو نشان می جویم،
به هرکجا می رسم نام تو را می پرسم که مبادا عابر آن کوچه بوده باشی و من .... من مثل هربار دیر می رسم ....

این بار سنگینی که بر دوش گرفته ام ... چیست؟
چقدر از فاصله می ترسیدم و اکنون گرفتار آنم،
چقدر از زمستان می ترسیدم و اکنون در بند آنم،
چقدر از دوری می ترسیدم و حالا از عزیزترینم دورم، دور...
مثل هربار .... دیر رسیدم ، دیر...



اینجایی که منم، باتو چقدر فاصله است ؟
چقدر فاصله تا دیدار؟ چقدر فاصله تا رسیدن؟
چقدر فاصله تا لمس دستهای نوازش توست؟
بگو.... ای مهربان ترین  بگو...


اَللّهُمَّ

 

 







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:57 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

 بر چهره پر ز نور مهدی صلوات

 بر جان و دل صبور مهدی صلوات

                         تا امر فرج شود مهیا بفرست

                       بهر فرج و ظهور مهدی صلوات







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:57 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

بنام خدا
السلام علیک یا اباصالح المهدی عجل الله تعالی فی ظهورک
مولا ! مسلمانان و شیعیانت میان اهرمهای  قیچی صهیونیست و وهابیت دارند  خرد و قلع و قمع می شوند و هرروزه  تعداد زیادی ازآنها به شهادت می رسند .و این عمل آنها با سکوت مسلمان نماهای سست عنصر پشتیبانی می شود
الها!پرورد گارا! توخود  از طریق پیامبرت وعده ظهور داده ای آیا ظلم وجور ازاین هم بیشتر می شود!!؟؟

 

 







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:55 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

 

کسی یک روز می آید تا تمام فاصله ها و دوست نداشتن ها را بشکند .و من آن روز همه ی چشم براهی هایم را که زیر پلک های بغض کرده  پنهان کرده ام، روی شانه اش خالی می کنم.ما هزار و اندی سال طعم  غم غروب جمعه را چشیده ایم.روزها کشنده است بی تو...

غیبت آزمایشی الهی ست که ما آدمهایی که سر خودمان را خیلی شلوغ کرده ایم برای دلمان وقت بگذاریم .ما ذهن کودکانمان را به نام پر امید تو ظینت داده ایم  و ایمان داریم به یک روشنایی دل انگیز که تو پناه  همه ی بی پناهان می شوی. آری کسی یک روز می آید.    

 







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:53 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

مثنوی باز تو و درد دل خونی من

پاک شرمنده ام ای باعث مجنونی من

 

 

مثنوی جان تو و جان غزل حرف بزن  

مئنوی قهر مکن، چند بغل حرف یزن

 


ادامه مطلب




نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:52 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

 نمی دونم این شعر از كیه. ولی ارزش خوندن رو داره.

از باغ می برند چراغانیت کنند

 تا کاج جشنهای زمستانیت کند

 

پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانیت کنند

 

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانیت کنند

 

یک نقطه بیش فرق  رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند

 

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند

اگه كسی میدونه این شعر از كیه لطفا اسم شاعر رو بنویسه.

ممنون

 

 







نظرات 0
تاريخ : چهارشنبه 16 دی 1388  | 10:50 PM | نويسنده : محمدعلی حاجیان

بسم الله الرحمن الرحیم
ای نور شب تارم در ظلـمت یلـدائی ای زینت هر محفل هنگام صف آرائی
من بر سر پیمانم تا هست به بدن جانی پیمان شكنی هر گز از عاشق شیدائی
نوری ز كجا جوید این عاشق و این شیدا نور احدی مهدی در ظلمت یلــدائی
الگوی دل مؤ من شـد نور وجـود تو ای نورخدا وندی سرچشمه ی جوشائی
روشن شود از نورت هرخانه وكاشانه امر وسخن خالق وقت است كه باز آئی
هم مظهر معرفی هــم ناجی بحر و بـر خون خواه حسین مهدی هم زائر زهرائی

 







نظرات 0

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7

  • دانلود صوت و فیلم